خب تقریبا بیشتر نمره هام اومده و هر جور حساب میکنم این ترمم الف میشم!
یکم زبان میخونم یکم ورزش می کنم کتاب میخونم به مامان کمک میکنم ولی خب اونجوری که دلم بخواد راضی نمیشم !دنبال یه ایدم واسه یه مجموعه عکس !میخوام روایی باشه.خلاصه که فعلا ذهنم درگیر ایناس.
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
یه چند روز بود هی مخ زهرارو میخوردم میگفتم بسه دیگه یه سال و نیم تنهایی من دوست پسر میخوامم:))) بعدش یکم فکر کردم دیدم اول باید به اون چیزایی که میخوام برسم اون شخصیتی که میخوامو بسازم بعدا یکی دیگرو بیارم تو زندگیم!اون بنده خدا چه گناهیی کرده که پا به پام این روزارو تحمل کنه!
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
تابستون خیلی پر باریه!ورزش میکنم هرروز،زبان تمرین میکنم،فرانسرو شروع کردم!
میخوام از امروز نوشتنم شروع کنم و یکمم باید به بیزنس فکر کنم.
با یه پسری آشنا شدم که خب تا اینجا که خیلی خوب بوده!یعنی انگار ورژن پسر منه!حتی از ورژن پسرمم بهتره!
دلم میخواد زودتر برم اصفهان ببینمش:(
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
یه حال عجیبیه انگار خوابم انگار از همه از خودم خیلی دور شدم
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده